سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
83
تاريخ ايران ( فارسى )
ازمنهء قديمه زياد گرديده است . عبارت آن روايت به زبان سومرى است و اگرچه لوحهاى كه بر روى آن نوشته شده زياده از دو هزار سال پيش از ميلاد قدمت ندارد ليكن اصل داستان راجع باوايل طلوع عهد تاريخ است . شخص مهم در اين داستان ذيوسدو « 1 » نام دارد و او يكنفر سلطان روحانى و يا از رؤساى يكى از آباديهاى سومرى بوده و قدس و تقواى او باندازهاى بود كه خداوند او انكى ويرا از وقوع طوفان مطلع ساخت و او كشتى ترتيب داده و جانوران خود را در آنجا داد . كشتى نامبرده كه شايد همان « قفه » يا نوعى از قايق ( مدور ماهىگيرى بوده كه از چرم يا شمع پوشيده شده و دور آن پوشال است ) بارى چون بناى باران شد با آنكه هفت روز و هفت شب باريد او و همراهانش بواسطه كشتى نجات يافتند و كشتى بر روى آب ميرفت و بالاخره طوفان خاتمه يافت و خورشيد ظاهر شد و چون بر كشتى تابيد كاهن انكى يك گاو و يك گوسفند قربانى كرد و در آخر اينداستان مىبينيم كه كاهن كهن ، انليل را كه رب النوع بزرگ كشور او بود پرستش مىكند كه اكنون خشمش بر عليه مردم تخفيف يافته و انليل هم اين كاهن را حيوة جاويد ميبخشد و روحى به او عطا مىكند كه مانند روح خداوندان باقى مىباشد « 2 » . ذيوسدو كاهن نامبرده همان شخصى است كه مردم بابل اوت نپشتيم و عبريان نوح خواندهاند و در اين داستان نسخه اصلى ظاهر مىشود كه شخص مهمى كه در موقع طوفان محل عنايت خداوند واقع شده سلطانى روحانى بوده كه بر يكى از
--> ( 1 ) - Ziudsuddu ( 2 ) - رجوع كنيد بمقالهء ارنوپوبيل در مجلهء موزه ( دانشگاه پنسيلوانيا مجلد 4 شمارهء 2 ژون 1913 ) صفحه 41 و مقالهء متون تاريخى و متون تاريخى و دستورى انتشارات موزهء دانشگاه پنسيلوانيا شعبهء بابلى ، مجلد 4 شمارهء 1 ، و مجلد 5 ) فيلادلفى 1914 و كتاب ل . و . كينگ عنوان « افسانههاى بابل و مصر » ( سخنرانيهاى سكويچ در سال 1916 ) . قطعه ديگرى در باب افسانهء موهوم طوفان را پروفسور لانگدن از روى كتيبههاى نيپپور كشف كرده ، رجوع كنيد به همان كتاب كينگ صفحه 125 . نيز رجوع كنيد بكتاب لانگدن بنام « منظومهء سومرى در باب بهشت » چاپ پاريس 1919 . در اين افسانه آنچه آمده مطابق با مطالبى است كه در افسانههاى توراة در باب هبوط آدم وارد شده است . « مؤلف »